داستان موفقیت نخبگان

اثری از ماکوم گلدول

به نام خداوند مدیر و مدبر

هنگامی که بتوانیم منشاً رقابت های ناعادلانه را پیدا کنیم، می توان فرصت‌های بیشتری برای موفقیت ایجاد کرد.

فرآیندهای که برای شناسایی و شکوفایی استعدادهای افراد به کار می‌بریم، معمولاَ ناموفق و کم بازده هستند و تنها در موارد نادری نتایج آنها رضایت‌بخش است. دلیل این موضوع ایجاد محدودیت های ناعادلانه و غیر منطقی و دسته بندی اشتباه افراد است.

هواپیمایی کره قبل از سال 2000 میلادی سابقه‌ای افتضاح در ایمنی هوایی داشته است. به طوری که نرخ سانحه‌های هوایی آنها در آن زمان 17 برابر میانگین استانداردهای جهانی بود.

در فرهنگ کره‌ای، احترام فردی که مقام کمتری دارد به نظرات کسی که از لحاظ درجه و مقام بالاتر است، یک اصل و قانون نانوشته محسوب می شود(حتی اگر مافوق مرتکب خطا شود).

بنابراین اگر کاپیتان هواپیما مرتکب خطا شود، خدمه‌ی پرواز ممکن است راحت نباشد یا حتی جرات نکند تا این مشکلات را با کاپیتان در میان بگذارند؛ به دلیل این فرهنگ آنها این اجازه را به آنها نمی دهد.

سانحه پرواز 801 هواپیمایی کره در گوآم نمونه تاسف‌باری از چنبن نقص ارتباطی بین خدمه و کاپیتان است. کمک خلبان سعی داشت به کاپیتان بفهماند:«میدان دید بسیار ضعیف است و نمی توانیم با دید خودمان جلو را ببینیم.» اما برای اینکه گستاخی به کاپیتان نکرده باشد و دستود مستقیم نداده باشد جمله‌ی خود را این گونه بیان می کند: «آیا فکر نمی کنید که مقدار باران در این منطقه کمی زیاد است؟» متاسفانه کاپیتان نظر کمک خلبان درباره‌ی آب و هوا را جدی نگرفت و باعث شد که هواپیما قبل از به زمین نشستند به یک تپه برخورد کند!

این سانحه باعث شد که انتقاداتی به فرهنگ«سلسه مراتبی» در کره صورت گیرد و ایراداتی به این فرهنگ وارد شود.

برای بازسازی در این زمینه، هواپیمایی کره یک شرکت آمریکایی را استخدام کرد تا مهارت‌های ارتباطی کارکنانش را ارتقاء بخشد. هم اکنون این شرکت در زمینه‌ی ایمنی هوایی با شرکت‌های دیگر در سطح بین المللی رقابت می‌کند.

ترجمه:بوکاپو