تفاوت تیم و گروه ؟

‎تفاوت گروهی از کارمندان با یک تیم چیست؟

‎گروه مجموعه ای از اشخاصی است که تلاش خود را برای هماهنگی کار خود می کنند. ‎از طرف دیگر ، در تیم گروهی از افراد هستند که یک هدف تیمی مشترک و هدف چالش برانگیز دارند.

کاملاً پذیرفته شده است که تیم های قدرتمند می توانند به موفقیت سازمانی منجر شوند.

رهبران تیم باید بتوانند نقاط قوت تک تک کارمندان را بشناسند و از مهارت های آنها به خوبی استفاده کنند. روشهای زیر بصیرت اساسی را برای مدیران و رهبران تجاری ایجاد می کند تا تیمهای موثر و با انگیزه ای بسازند که بتوانند با هم کارا کار کنند ، از موانع عبور کنند و اهداف پروژه را که از سازمان پشتیبانی می کنند ، بردارند.

1. تعیین نقش های رهبری و توسعه رهبران در تیم ها رهبری سنگ بنای پرورش تیم های قدرتمند در داخل سازمان است.

به عنوان یک مدیر سازمانی ، ارائه مشاوره به اعضای تیم که ویژگی های یک رهبر را از خود نشان می دهند بسیار مهم است. مدیران باید بتوانند پتانسیل کارمندان با عملکرد بالا را شناسایی کرده و فرصت های پیشرفت حرفه ای ، مربیگری و آموزش را برای حمایت از این افراد در سطح بعدی فراهم کنند.

 اگر یک مدیر متوجه یکی از اعضای تیم شود که خصوصیاتی از قبیل - تمرکز روی اهداف تیم ، ایجاد تعهد در تیم، کمک به دیگران برای ارتقا skills مهارت های خود، مدیریت تعارضات، رفع موانع و ایجاد فرصت برای دیگران را بدون جستجوی اعتبار شخصی - متوجه می شود، نقش رهبری در تیم می تواند باشد .

2. روی تنوع سرمایه گذاری کنید.

تیم هایی که اعضای آنها از نژادها ، قومیت ها و جنسیت های مختلف هستند عملکرد موثرتری دارند، نتایج مالی بهتری دارند.

طبق نظرسنجی سال 2015 توسط McKinsey & Company ، از 366 شرکت در سراسر صنایع مختلف، کسانی که دارای درصد بالایی از تنوع نژادی و قومی هستند، 35 درصد بیشتر احتمال دارد که از نظر مالی از شرکت های کمتر متنوع پیشی بگیرند. در محیط های کسب و کار که با افزایش جهانی شدن و نیاز به بازاریابی برای جمعیت های مختلف مشخص شده است ، ایجاد تیم هایی با اعضای مختلف از زمینه های مختلف می تواند بینش و نوآوری ارزشمند و مجموعه مهارت هایی را ایجاد کند که می تواند موفقیت سازمانی را افزایش دهد.

3. اهداف را واضح مشخص کنید.

برای اطمینان از اینکه تیم قادر است انرژی خود را به طور موثر متمرکز کند، باید اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را به طور واضح مشخص کند.

اگر تصویر کلی به اندازه کافی واضح نباشد، ممکن است اعضای تیم ایجاد انگیزه و تعهد به کار خود دشوار باشند.

4- ارتباطات شفاف را تشویق کنید. 

شفافیت و ارتباطات آزاد برای ایجاد تیم های موثر لازم است.

ارتباطات رایگان به اعضای تیم این امکان را می دهد که احساس ارزشمندی کنند، نگرانی های خود را بیان کنند و دیدگاه های خود را اضافه کنند.  تیم هایی که فاقد ارتباط باز هستند ممکن است وظایف آنها با سایر اعضای تیم همپوشانی داشته باشد. این منجر به اتلاف وقت، منابع و عدم کارایی می شود.

علاوه بر تمرکز تیم ها بر روی اهداف، برقراری ارتباط آزاد برای غلبه بر درگیری های تیمی ضروری است.

هر زمان که گروهی از افراد در مدت طولانی با یکدیگر همکاری نزدیک داشته باشند، به طور طبیعی اختلاف نظرها و موانع بین فردی بوجود می آید. ارتباطات آزاد این امکان را برای همه فراهم می کند که منجر به درک ریشه درگیری و کشف راه حل های لازم برای پیشبرد تیم می شود.

5. مشوق ها و انگیزه ها یکی دیگر از تکنیک های ایجاد تیم های سازنده و متمرکز ، ارائه انگیزه هایی برای کارکنان است

که باعث عملکرد بیشتر می شوند.

در حالی که مشوق های پولی مانند پاداش، مرخصی می توانند موثر باشند، مشوق های غیر پولی می توانند عملکرد یکسانی داشته باشند. جوایزی از جمله - انتخاب شدن برای کار در یک پروژه با مشخصات بالا یا داشتن فرصت هدایت تیمی - می تواند نتایج بلندمدت قویتری را ارائه دهد و تأثیر بیشتری بر عملکرد کلی کارمند داشته باشد.

 

استراتژی چیست؟

--------------------------------------------------------------------------------------

چه چیزهای استراتژی است؟

راه موفقیت بلند مدت

--------------------------------------------------------------------------------------

جنس استراتژی چیست؟

تصمیم(بزرگ - منابع بسیار زیادی را به خود می گیرد- برگشت پذیر نیست) - اقذام 

--------------------------------------------------------------------------------------

علت به وجود آمودن علم استراتژی چیست؟

پویا شدن دنیای امروز(تغییر سلیقه مشتریان - آمدن رقبای تازه - تغییر قوانین دولت - تغییر پارمتراهای اقتصادی - تغییر قیمت دلار - تحریم شدن).

--------------------------------------------------------------------------------------

چرا استراتژی لازم است؟

چون تغییر واجب است(خوش آمدگویی به تغییرات). اگر مثل همیشه حرکت کنید در مقابل رقبا شکست خواهید خورد.

--------------------------------------------------------------------------------------

استراتژی بد و استراتژی خوب

ویژگی استراتژی بد

1- آرزو بودن

2-کل گویی

3- مبهم

4- محدود به داده های مالی

5- کپی

ویژگی استراتژی خوب

1- باعث تغییر سازمان شود

2- یک جمله کاملا مشخص است.

3- استراتژی دنبال این است که حل مسئله بکند

4- استراتژی به خلاقیت و بینش خیلی توجه دارد به جای اینکه محدود به داده های مالی باشد.

5- استراتژی به جای اینکه کپی باشد به الگوهای موفقیت توجه دارد.

چند تا مثال

مثال 1: استراتژی ما رشد و بهره وری است.

کل گویی است - بیشتر از جنس آرزو است و مبهم => استراتژی خوبی نیست

مثال 2: استراتژی ما افزایش اشتغال است.

 ما در استراتژی دنبال این هستیم که چطوری می خواهیم این کار را انجام دهیم(HOW)

مبهم است -کل گویی است -از جنس آرزو - محدوده به یکسری داده های مالی => استراتژی بد

مثال 3: استراتژی ما توسعه بانکداری جامع است؟

این یک روش توسعه بانکداری است.(Universal banking)

کل گویی نیست و مشخص است و حل مساله می کند برای بانک - => گفتن چنین جمله ایی استراتژی خوب است

مثال 4: استراتژی ما ایجاد و ارتباط با شرکت های ببین المللی به منظور جذاب سازی صنعت؟

یک جمله مشخص است و برای سازمان حل مسئله می کند و به الگو های موفقیت توجه دارد. => استراتزی است

--------------------------------------------------------------------------------------

فرایند مدیریت استراتژیک

نام فرآیندورودی هامراحل انجام کارخروجی ها

مرحله اول

تحلیل استراتژی

داده های مالی

داده های صنعت

نطرات مشتریان

ریختن داده ها

در مدل های تحلیل

مدل پنچ گانه پورتر

مدل تحلیلی بارنی

چشم انداز - ماموریت

فرصت - تهدید

قوت - ضعف

 

مرحله دوم 

تدوین استراتژی

 

چشم انداز - ماموریت

فرصت - تهدید

قوت - ضعف

مدل های تجویزی

مدل SWOT

مدل BCG

این مدل ها به ما استراتژی می دهد

تدوین استراتژی

 

مرحله سوم

اجرا استراتژی

 

تدوین استراتژی

نقشه استراتژی

کارت امتیازی متوازن

معیاره

ابتکارها را استخراج کرده و به آنها

بودجه اختصاص می دهید و استراتژی را در سراسر سازمان خرد می کنید

 

تغییر

 

استفاده از ابتکارات در فاز تغییر

جلسات بازنگری  استراتژی 

جلسات تست و تطبیق

جلسات بازنگری عملیات

نتایج مالی

نتایج فرآیند

نتایج مشتریان

نتایج منابع انسانی

 

مایکل پورتر

1- رقابت در میان رقبای فعلی؟

قیمت مهم است؟

بهبود کیفیت مهم است؟

خذمات بشتر به مشتری؟

تبلیغات بیشتر؟

2- تهدید از سوی محصول/خدمات جایگزین؟

3- تهدید از سوی ورودیهای بالقوه؟

آیا برای ورود سرمایه بالا می خواهد؟

هر کسی خواست راحت وارد می شود؟

4-  قدرت چانه‌زنی خریداران؟

5- قدرت چانه‌زنی تأمین‌کنندگان؟

اگر جواب ها متوسط بود رقابت معمولی است.

موانع ورودی زیاد باشد، جایگزین محصولات وچود نداشته باشد، تامین کنندگان و خریداران از قدرت چانه زنی برخوردار نباشند. رقابت کم است.

--------------------------------------------------------------------------------------

تست های 10گانه کارا بودن فرآیند مدیریت استراتژیک

افراد/بخش/مسئولیتملاک نتیجه ارزیابی
مدیر عامل

ملاک برای انتخاب فرصت ها دارد؟

می داند سازمان در چه چیزی بهترین است؟

به اهداف مالی سازمان رسیده است؟

تدوین استراتژی
بازاریابی و فروش

از قیمت رقبا و محصولات با خبر است؟

ابزارهای بازاریابی همگن دارد؟

چرا مشتریان ما را انتخاب می کنند؟

تدوین استراتژی

پرسنل سازمان 

"سازمان روی 

پرسنل بنا شده است"

پرسنل نظر واحدی نسبت به آینده سازمان دارند(چشم انداز)؟

پرسنل از استراتژی سازمان(راهی برای رسیده

به آن آیینده) با خبر هستند؟

پرسنل می دانند امروز باید چه کار کنند تا آینده شرکت محقق بشود؟

اولویت ها روشن است؟

پیاده سازی استراتژی

 

--------------------------------------------------------------------------------------

چشم انداز - ماموریت - فرآیند

ماموریت فلسفه وجودی سازمان است و چارچوب تصمیم گیری ما را مشخص می کند.

چشم انداز: جایی است که سازمان می خواهد به آن برسد(5 ساله تعریف می شود).

استراتژی: راهی که شما را از حال به آینده می رساند

--------------------------------------------------------------------------------------

آفت های چهارگانه تدوین استراتژی

آفتنشانهراهکار

1- مبتنی بر اطلاعات نباشد

یا بر اساس اطلاعات نادرست

مدیر بگوید همه چیز را می دانم

اطلاعات ضمنی(Subjective)

جمع آوری اطلاعات واقعی
2- برنامه ریزی برای برنامه ریزی باشدمدیرعامل با افتخار اسناد استراتژیک را نشان می دهندجاری سازی
3- استراتژی کپی باشدبه سرعت برنامه تدوین می شود

توجه به دورن سازمان

توجه به چشم انداز و ماموریت

4- تعهد مدیریت وجود نداشته باشد

مدیر وقت و انرژی و بودجه لازم را اختصاص نمی دهد.

جلسه ی با پرسنل نمی گذارد که توجیه کند تا پرسنل همکاری کنند.

توجیه هیات مدیره

 

چهار فاجعه در پیاده سازی استراتژی

فاجعهنشانهراهکار

1- هر کسی برداشت خود را از

چشم انداز دارد

مصوبات مختلف و متضاد

راهکارها و کارهای پراکنده

مدیران بر سر راهکارها بحث می کنند

انواع پروژه های بهبود و متنوع

ناامیدی و دل بستن به تصمیمات کوتاه مدت

هرج و مرج(بی نظمی در سازمان)

نقشه استراتژی

مکالمه استراتژی

افراد نمی دانند نقششان در این استراتژی چیست

 

 

فاجعهنشانهراهکار
2- انگیزه برای امور بلند مدت

اولویت مدیر با اولویت پرسنل متفاوت است

چرا باید دنبال کارهای بلند مدت باشیم

چرا باید برای چیزی تلاش کنیم که دیده نمی شود

استراتژی امر با کلاسی است

حلقه تفکر کوتاه مدت را بشکنیم

پاداش به کارهای بلند مدت

کارت امتیازی متوازن

 

فاجعهنشانهراهکار
3- منابع برای امور بلند مدت هزینه نمی شود

بر اساس اولویت استراتژیک پول خرج نمی شود

تخصیص منابع مالی عمدتاً بر اساس اقدامات فورس ماژول انجام می گیرد

توانمندی های سازمان ضعیف می شود

مشکلات امروز ناشی از بی تدبیری گذشته است

 

تخصیص بودجه به ابتکارات استراتژیک 

قدرت متمرکز واحد مالی تعدیل شود.

واحد مالی و استراتژیک یکپارچه شود.

 

فاجعهنشانهراهکار
4- استراتژی در طول زمان میمیرد.

استرتژی ها در قفسه است

مفروضات استراتژی عوض شده است.

با ظهور مشکلات فورس ماژول استراتژی فراموش می شود

 

جلسات بازنگری استراتژی

جلسات بازنگری عملیات

جلسات تست و تطبیق(اگر مفروضات تغییر کرد)